تبلیغات
یوگای سنا... - هر روز ، لحظاتی کوتاه ، مرگی کوتاه
 
یوگای سنا...
یوگای سنا...خراسان شمالی .بجنورد
درباره وبلاگ


از امروز بگو، من از دیروز هیچ نمی دانم...
--------------------------
یوگا راه شناخت پیوند انسان با هستی...
-------------------------------
یوگای سنا: بجنورد
---------------------------

مدیر وبلاگ :
نویسندگان
نظرسنجی
نظرتون در مورد آوای یوگا چیه؟؟؟







چهارشنبه 9 آذر 1390 :: نویسنده :

"... هر روز ، لحظاتی کوتاه ، مرگی کوتاه . " پاتابی جویس

ما در پایان انجام آساناها دراز می کشیم ، پاهایمان را به طرفین رها می کنیم ، نفسی عمیق می کشیم ، کف دستانمان را کنار بدن و به طرف آسمان قرار می دهیم و این یعنی شاواسانا یا وضعیت جسد .
با این تفاسیر ، وضعیت جسد دشوارترین وضعیت بنظر می رسد ، چرا که ما باید ذهن و بدنمان را به گونه ای در آوریم که به شکل یک جسد شود . "دشوارترین حرکت برای شاگردان : نه بیداری ، نه خواب ." این جمله را سری ک. پاتابی جویس می گوید .
زمانیکه با وضعیت جسد تازه آشنا شویم ، تجربه کردن آن مانند یک استراحت ساده و معمولی می باشد که بعد از انجام حرکات دشوارِ خمش، کشش و پیچش بدن انجام می گیرد . در ابتدا شاواسانا وضعیتی دیگر به نظر می رسد ، وضعیتی که خالی از تکنیک و هدف و کاربرد می باشد .
در شاواسانا ما هر گونه تکنیک تنفسی را رها می کنیم و اجازه می دهیم که نفس، مسیر طبیعی دم و بازدم خود را طی کند. چنانچه نفس مسیر خود را از طریق کانالهای بدن بیابد ، ذهن نیز با پیوستن به رشته های تفکر و حواسی که در بدن جاری می شوند ، مسیر خود را پیدا می کند . زمانی که تنفس رها گردد ، ذهن نیز رها می شود. زمانیکه به نفس اجازه داده شود که مسیر طبیعی خود را طی کند ، ذهن نیز در مسیر طبیعی خود قرار می گیرد . زمانی که ذهن استراحت می کند ، زبان رها می شود ، سقف دهان بالا می رود وتمام حفره ها و هسته مرکزی بدن گشوده می شوند . زمانی که در وضعیت های دشوار یوگا، ذهن درگیر می شود ، برای رهایی از این درگیری باید در وضعیت جسد بیارامیم . شاواسانا وضعیتی است بین خواب و بیداری . به نظر می رسد که خوابیدن تجربه ای مشابه وضعیت شاواسانا باشد ( اغلب اوقات خوابیدن آسان تر از این وضعیت می باشد .) خوابیدن ، ما را از عمق و ظرافت شاواسانا دور می کند . این بدان معنا نیست که خوابیدن و یا خواب دیدن بد باشند ، این دو ، حالاتی هستند که ناخودآگاه نامیده می شوند و ذهن در زمان خواب و رویا حالت و وضعیت خود را نیز حفظ می کند . با توجه به نقطه نظر پاتانجالی در مورد موانع موجود ، می توان گفت که از تخیل خود بمنظور پرهیز از تهی و بی هدف بودن وضعیت جسد کمک می گیریم .

در وضعیت جسد از چه چیز دوری می کنیم؟
 
زمانیکه تنفس آرام می شود و ذهن با رشته های تنفسی و حواس آمیخته می شود ، به نظر می رسد که آرام شده ایم و به احساسی عمیق در هسته بدن رسیده ایم . اکثر مواقع ذهن تمام تلاش و حقه ها را بکار می گیرد، برای اینکه با حواس در هسته بدن اتصال نیابد .دوباره از نقطه نظرات پاتانجالی درباره موانع موجود ، می توان گفت که درک ما از "خود" به این موضوع بستگی دارد که افکار ناخواسته را درگوشه و کنار ذهن و روان قرار دهیم ( در آن مکان قوه ادراک ما این افکار ناخواسته را فرا نمی خواند ) و اگر احیاناً یکی از آن افکار فرا خوانده شود ، یک تفکر زائد ، یک احساس اختلال و یک خاطره است . همین افکار هستند که ذهن ما را منحرف می کنند و ما را به پرواز در می آورند . خوابیدن و خواب دیدن از جمله این پروازها هستند . بیشتر اوقات ، ما در یک حلقه حواس پرتی به سر می بریم . پاتانجالی آن را "آویدیا6" یا غفلت می نامد . غفلت به عمل "رد کردن"مربوط می شود. هر چند که ما در شاواسانا ، به "رد کردن"نیازی نداریم . خیلی ساده به اطرافمان توجه می کنیم ، با هرآنچه که نمایان شود کنار می آئیم و سعی می کنیم حضور آن را بتدریج کمرنگ سازیم . آنجاست که می توانیم وارد زمان حال شویم . پاتابی جویس می گوید : "شاواسانا امکان مرگ کوتاه ، در هر زمان را فراهم می سازد ." بیشتر چیزهایی که ما در تمرینات یوگا به آن توجه می کنیم، الگوهای ما از پذیرش یا عدم پذیرش می باشد . بلعیدن یا بالا آوردن ، هضم کردن یا دفع کردن ، قبول کردن یا رد کردن ، تمام این اعمال متناقض راههای به نظم درآوردن اموری که می توانیم رد یا قبول کنیم را هموار می سازد . یکی از راههای از بین بردن پیش تصورات و عکس العمل ها در برابر اضطراب از بین بردن افکار ناخواسته می باشد . زمانی که تفکرات زائد طغیان می کنند و ما را به بیرون از شاواسانا منحرف سازند، خود را به زمان حال بر می گردانیم ، اما نه بوسیله بلعیدن یا بیرون انداختن محتویاتی که در اعماق جسم و ذهن مان وجود دارند بلکه با تمام عوامل و افکار پذیرنده یا نا پذیرنده دراز می کشیم ، و این دو عامل را مقبول می شماریم . همین دو عامل هستند که نکاتی درباره قبول یا رد امور مربوط به" خود" و ارتباطمان با زمان حال را میسر می سازند .

توجه به این الگوها این امکان را فراهم می سازنند که افکاری که از آنها دوری می کردیم معلق بمانند . این سر سپردگی ، راههای گستراندن ذهن و جسم را نشان می دهند . زمانی که یک نفر این راه را امتحان می کند فضای کافی برای همه چیز وجود خواهد داشت . زمانی که تمام تلاش و تقلاها متوقف شدند ، حتی اگر مدت کوتاهی باشد ، می توانیم به وضعیت شاواسانا برویم . زمانی که "خود" غایب باشد بی هدف بودن از بین می رود . زمانی که فکری وجود نداشته باشد ، دنیا با ماهیت واقعی اش بدون هیچ فیلتری ، تغییری ، تعبیری ، هدفی و وضعیتی دیده می شود . به عبارت دیگر زمانیکه ما از تصوراتمان از دنیا می گذریم ، دنیا را همان گونه که هست می بینیم . در وضعیت جسد ، هیچ شروع و پایان و آگاهی از گذر زمان وجود ندارد . چیزی برای انجام شدن وجود ندارد . تفکر بجای درک منطقی و مستدل به یک وضعیت ایست و شهودی می رسد ، اهمیت شاواسانا رهایی و تسلیم شدن است .




نوع مطلب : شاوآسانا (وضعیت جسد)، 
برچسب ها :


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :